تبليغاتX
اما من دوست دارم دوست دارم دوست دارم...

اما من دوست دارم دوست دارم دوست دارم...

عشق تنها یک لغت است! پس دلیل این همه نیرو چیست؟

عشق

صدا کن مرا!

صدای تو خوب است...

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبیست...

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک این کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است...

+ نوشته شده در  89/11/26ساعت   توسط لیلی مجنون  | 

دیوارهای خالی اتاقم را
  از تصویرهای خیالی او پر می کنم
  خدای من زیباست
  خدای من رنگین کمان خوشبختی ست
  که پشت
 هر گریه
  انعکاسش را
  روی سقف اتاق می بینم
  من هیچ
 با زبان کهنه صدایش نکرده ام
 و نه
  لای بقچه پیچ سجاده
  رهایش
 او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و
  من در نهایت حیرت
 حالا
  گاه گاهی که به هم خیره می شویم
  تشخیص خدا و بنده

 چه سخت است

+ نوشته شده در  89/11/26ساعت   توسط مجنون لیلی  | 

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

 

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

 

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

 

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.

+ نوشته شده در  89/11/26ساعت   توسط مجنون لیلی  | 

عاشقتم...

 

+ نوشته شده در  89/11/25ساعت   توسط لیلی مجنون  | 

سپندارمذگان ( والنتاین ایرانی )

سپندارمذگان ( والنتاین ایرانی )

در ایران باستان، ازصدها سال پیش ، روزی به نام روز عشق بوده است ...

این روز در سالنمای کنونی ایرانی برابر است با بیست و نهم بهمن ماه ،

 ( سه روز پس از والنتاین فرنگی ! )

 این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است.

فلسفه بزرگداشت این روز با نام "روز عشق" به این گونه بوده است

که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و

 افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.

برای نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم بهمن

 " تندرستی، اندیشه " که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت

"بهترین راستی و پاکی" ( ویژه خداوند ) ، روز چهارم شهریور

 "شاهی و فرمانروایی آرمانی" ( ویژه خداوند ) و روز پنجم

"سپندار مذ" بوده است.

سپندار مذ فر نام ملی زمین است، یعنی گستراننده، مقدس، فروتن .


زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد.

 زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان

 پر مهر خود امان می دهد.

از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند.

 در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در

همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی برپا می داشتند

به فراخور نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت

 و که در ماه مهر، "مهرگان" فر نام می گرفت. همین طور

 روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم

سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم می نشینند.

 در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند.

مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغان داده و

از آنها فرمانبرداری می کردند. برخی نیز روز مادر و زن را به نشانه

زایش و مهربانی زمین در این روز می دانند.

مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند

فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور

و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ،

روش زندگی، خوی، فلسفه زندگی و رویهمرفته جهان بینی ایرانیان باستان است.


از آنجایی که متاسفانه بسیار از ما با فرهنگ باستانی خود نا آشناییم

 شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.

شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از بیست و ششم بهمن

 (Valentine) به بیست و نهم بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) برگردانیم ...

+ نوشته شده در  89/11/25ساعت   توسط لیلی مجنون  | 

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو میبینه ..


تو نزدیکی که ماهیا .. به سمت خونه برگشتن

به عشقت راه دریا رو .. بازم وارونه برگشتن

تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو میبینه

کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب میچینه

کناره سبزه و سکه کنار آب و آیینه

تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه

تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم

برای دیدنت امشب تمام سالو بیدارم

هوای خونه برگشته تمام جاده بارونه

یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه

کلیک کن:آهنگ تو نزدیکی از فرزاد فرزین علی اصحابی و بهنام صفوی

+ نوشته شده در  89/11/25ساعت   توسط مجنون لیلی  |